کتابانه

از امروز کتاب هایی رو که میخونم اینجا وارد میکنم.

17و18.جلد ٥ و ٦ رمان کلیدر اثر محمود دولت آبادی.

نمیتونم از میزان علاقه ای که به این کتاب دارم بگم.به شدت زیبا.بعد از اینکه چهار جلد باقی مونده رو خوندم میام و یه نقد از نظر خودم براش میذارم.فعلا درگیر خوندن کتاب دیگه ای هستم که به زودی میذارمش.


16.وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم اثر هاروکی موراکامی.

کتاب یه چیزیه بین روزانه نویسی و زندگی نامه ی خود شخص هاروکی موراکامی.از این میگه که از کجا دویدنو شروع کرد و چی شد که ادامه داد و در این بین حرفای دیگه ای هم میزنه.در کل داستان خاصی نداشت و زیاد کتاب گیرایی برام نبود و چون چندین بار نصفه ولش کرده بود خودمو مجبور به تموم کردنش کردم.

فقط یدونه است که :((( 
پاسخ :

تازه شروع کردم این بخش رو ایشالا کم کم ادامه دار میشه:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
چرا ما کور شدیم؟
نمی دانم.شاید روزی بفهمیم.
میخواهی نظرم را بدانی؟؟
بله بگو.
به نظرم ما کور نشدیم،کور هستیم.چشم داریم اما نمی بینیم،کورهایی که می توانیم ببینیم،اما نمی بینیم.
قسمتی از رمان کوری،اثر ژوزه ساراماگو
____________________________
تیارا یعنی آراینده ی چشم.اینجا نویسنده جوجه دانشجوییست و طب دندان می آموزد و می کوشد تا چشمان خود را به زیبایی ها و خوبی ها و مهربانی ها بیاراید.به دنیای کوچک نویسنده ی این وبلاگ خوش امدید.با نگاهی زیبا بخوانیدش.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان