قضیه چیه الان؟؟؟

زبان اصل کتاب"و کوه طنین انداز شد" از خالد حسینی رو بعد از کنکور شروعش کردم و هنوز تمومش نکردم با اینکه230 صفحه هست و زبان اصل کتاب"هزار خورشید تابان"از همین نویسنده با اینکه حدود٤٥٠صفحه بود رو توی عید امسال خوندم😐😐درک نمیکنم جذابیت و کشش هزار خورشید تابان خیلی زیاد بود که اونقدر سریع خوندمش یا کلا به خاطر دوران کنکوره که همه چیز به جز درس جذابه؟؟به تعداد کتابای غیر درسی که از بعد از دی تا کنکورخوندمشون نگاه میکنم و یه"من امسال چه غلطی میکردم دقیقا"خاصی توی نگاهم موج میزنه😐😑

+البته بعد کنکور چندین کتاب خوندم و تصمیم داشتم تا اون کتاب تموم نشه دیگه کتابای اینگیلیش😜نخونم که دیگه حوصلشو ندارم و کتاب شازده کوچولو رو شروع کردم.کلا کتاب به زبان اصل خوندن رو بهتون پیشنهاد میکنم لذتی که توی خوندن نوع نگارش خود نویسنده هست توی ترجمه خوندن نیست😊

++مامی بزرگ جان اینجاست و کیست که باور کند تنها تفریح مشترک ما پ.ا.س.و.ر است؟؟و قسم به وقتی که یه مادربزگ فوق حرفه ای در این زمینه داشته باشی و حین بازی التماسش کنی که فلان ورق رو نیاره وسط و اونم یه لبخند شیطانی بزنه و با بیرحمی تمام همون کار رو بکنه😐

۹ لایک:)
منم قراربودبعدکنکوربه پیشنهادیکی ازدوستام کتاب گرگ ومیشِ استفنی مه یرروبخونم ولی هرموقع خواستم بخونم نهایتایه صفحه ازش خوندم وگذاشتم کنار!اصلاحسش نیست!/:
+من الان پاسوربلدنیستم بازی کنیم😕نرماله یانه؟😑

اره گاهی حس کتاب خوندن شدیدا میپره😕😕


بچه مثبت😂😂😂

مدت تموم شدن یه کتاب ارتباط مستقیم داره با جذاب بودنش فقط. من یه کتاب ۶۰۰ صفه ای رو تو یک و نیم روز تموم کردم و یه کتاب ۲۰۰ صفه ای رو تو ۳ روز!
ایول به مامان بزرگت. من هنوز بلد نیستم پاسور بازی کنم!

اره خیلی بستگی به کتاب داره البته من قبلنا سرعتم خیلی بالا بود ولی الان سرعتمو کم کردم تا کتابو عمیق و با لذت بیشتری بخونم😊😊

ای بابا مگه میشه مگه داریم پاسور بلد نبودن؟؟

منم کتابی که جذبم کنه رو با سرعت 400صفحه در 24ساعت میخونم ولی اگه جذاب نباشه حتا 100صفحه در دوهفته:|
+انقد زبانم افتضاحه وضعیتش که باید هی کلمه به کلمه شو چک کنم😂😐

من سابقه٨٠٠صفحه در نصف رود رو داشتم😎


کلا کتاب زبان اصل خوندن زمان خیلی بیشتری نسبت به ترجمه خوندن میگیره ولی یه مدت که مرتب بخونی سرعتت خیلی میره بالا.از کتابای آسون شروع کن همین خالد حسینی به نظرم زبان اصل کتاباش اصلا سنگین نیست میتونی از اون بخونی

سیدعلی رضوی فرد ۰۷ شهریور ۹۶ , ۲۲:۱۳
قشنگ بود

ممنون

یک عدد منِ سرکش ... ۰۸ شهریور ۹۶ , ۱۰:۳۱
منم یه عاشقانه ی آرام رو هنوز تموم نکردم 
مثلا هدف گذاری کرده بود یه عالمه کتاب تو این دوماه بخونم:|

تصمیم دارم بخونمش هنوز فرصت نشده

وای دقیقا😂😂من دوران کنکور بیشتر کتاب غیردرسی میخوندم😐😐

منم همون کامنت فاطمه -_-
نمیدونم چرا یک عاشقانه ی آرامو تموم.نمیکنم خداییش :|||

چطوره به نظرت؟؟جالب هست که بخونمش؟؟

ولی بلدمامنچ بازی کنم😂

باریکلا باریکلا اسفند دود کن برا خودت😂😂

دیگه چه میشه کرد😂

😂😂

اتفاقامنم اگه فشارروحی روم باشه شباکابوس میبینم وتوخواب گریه میکنم😐
زیادی لطفیم ما😂😂😂

هعی زندگی...

من این پستتو خونده بودم تا آخر :|
خب بریم سراغ پست بعدی :) 
درمورد یک عاشقانه ی آرام که پرسیده بودی از آرام، من به زودی یه سری از پاراگراف هاشو میذارم تو وبم، ببین اگه از سبکش خوشت میاد بخونش، حجمش زیاد نیس ولی خوندنش حوصله می خواد واقعا

باریکلا خوشگلم احسنت😐😐


مرسی عزیزم😘😘

اونوقت بابا بزرگ من کارتارو میگیره قایم میکنه😂😂

همه که مثه مامانبزرگ من پایه نیستن😂😂

هویجوری :) ۱۷ مهر ۹۶ , ۱۱:۵۲
سلام عزیزم.سرما خوردگیت خوب شد؟؟
چندتا سوال داشتم ازت..میگم منابع زیستت چی بود؟؟نکته های تستارو یادداشت میکردی تو کتاب؟؟
بعدش اینکه،تو سال دوم از همون منابع پارسالت استفاده کردی؟؟مثلا من پارسال واسه شیمی پایه مبتکران داشتم که الان بعضی از فصلارو تستاشو پارسال کامل زده بودم..بعضی از فصلارو اصلا نخونده بودم..نمیدونم یه مبنع دیگه بگیرم یا همونو کار کنم؟💜

سلام هویجوری جان.بهترم ولی هنوز خوب نشدم😐😐

زیست من گاهی از نشرالگو میزدم گاهی از آی کیو.اره نکته هارو توی کتاب مینوشتم.
هم پارسالیارو خوندم هم مثلا برای شیمی موج آزمون ر کار کردم

هویجوری :) ۱۸ مهر ۹۶ , ۱۳:۳۱
ایشالا که خوب خوب میشی:)))
مرسی از جوابت❤
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
چرا ما کور شدیم؟
نمی دانم.شاید روزی بفهمیم.
میخواهی نظرم را بدانی؟؟
بله بگو.
به نظرم ما کور نشدیم،کور هستیم.چشم داریم اما نمی بینیم،کورهایی که می توانیم ببینیم،اما نمی بینیم.
قسمتی از رمان کوری،اثر ژوزه ساراماگو
____________________________
تیارا یعنی آراینده ی چشم.اینجا نویسنده می کوشد تا چشمان خود را به زیبایی ها و خوبی ها و مهربانی ها بیاراید.به دنیای کوچک نویسنده ی این وبلاگ خوش امدید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان